دلوااااپسی…هاتُ نگیـــــــــر از مــــــــــــــن…!


سبزی پاک کردن

آقا من عااااشق اینایی‌ام که دلواپس میشن : ) یعنی واقعاً میشن؟ نه جدی میگم… میشن؟!
چن روز پیش توی بقالی سرکوچه، با «آقای همساده» احوالپرسی میکردم. بچه‌ش، پنج شیش سالشه، گفت: بابا… اگه اینو برام نخری شب ازت اختلاس میکنم خودم میام میخرم!
قیافه من: O-o
قیافه آقای همساده: O-o
عکس العمل بقال سرکوچه: O-o
واکنش دو تا مشتری که داشتن جنس انتخاب میکردن (اولش): O-o (بعد هم) :)))))

دلواپس شدن…! هح!
عااااشق همین دلواپسیهاتونم به جان خودم… میدونین؟!
باباش گفت: باز خوبه حفظ آبرو کرد پیش بقال سر کوچه اشاره‌ای به سن فحشا، طلاق، دزدی، قداره‌بندی، افسردگی، سرخوردگی، نازائی، بیکاری، گرونی، خودکشی  و… اینا نکرد بچه‌م!

Advertisements

جزو مردگان نباشید؛ با بیان نظرتان به زندگان بپیوندید:

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: